غم و اندوه پیروز می شود که Coronavirus پخش می شود: احساسات پتانسیل به سمت جنوب می رود

The Baked Sage: افکار و نظریه های یک فیلسوف سنگسار

توسط میشل مونتورو

منبع تصویر

من در طی چند روز گذشته وقت زیادی را در تفکر ساکت و آرام در مورد همه چیزهایی که اکنون در جهان اتفاق می افتد گذرانده ام. تأثیرات گسترده کروناویروس کل گونه های انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. از آنجا که این کار اجباری برای اجرای فاصله کامل اجتماعی است ، من سعی می کنم آن را با یک اشتیاق غیرفعال در آغوش بگیرم زیرا این کار را فرصتی برای تنظیم مجدد زندگی خود و تمرکز بر روی توسعه عادات سالم تر می دانم. من همچنین امیدوار بودم که زمان خرابی در انزوا به عنوان یک فرصت ثانویه برای من فراهم شود تا آرامش پیدا کنم و بیشتر روی نوشتن خلاقانه تمرکز کنم.

اما ناگهان ، تمام مباحثی که من از نوشتن در مورد آنها لذت می بردم ، بی اهمیت ، بی ربط ، غیر عملی ، بی معنی و بدون هدف واقعی به نظر می رسند. از آنجا که در حال حاضر مردم از ترس بسیاری از چیزها زندگی می کنند ، من شک دارم که آنها علاقه مند به خواندن فلسفه های سنگسار من ، احمقان زندگی من یا سفر به سلامت روان من باشند.

این باعث می شود احساس کنم هدفی در کار من وجود ندارد. اما نویسنده ای بدون هدف هنوز نویسنده است. و یک نویسنده باید بنویسد. این تقریباً یک غریزه بقا است. برای جلوگیری از منفجر شدن مغز ، باید این تمرین را انجام دهم که هرج و مرج را در درون سر من آزاد کند تا به شکل سازمان یافته تر جملات ساختاری ، رشته های کلمات ، پاراگراف ها و نقطه گذاری باشد. زیرا بدون ساختار زبان و خروجی نوشتار ، تأثیرات جانبی محیطی تاج تأثیر بسیار مخربی بر سلامت روان من خواهد گذاشت.

به عنوان یک فرد مبتلا به اختلال دوقطبی و تمایل به سرعت در حال حرکت از شیدایی به افسردگی ، مثبت شدن به منفی بودن ، احساسات من به قدری کاملاً نامتعادل و خارج از هم ترازی است که من واقعاً مطمئن نیستم که چگونه ادامه دهم. بنابراین ، در حال حاضر ، من فقط هفته گذشته در حال انجام حرکات آنچه "عادی" بود ، می کوشم تا درک واقعیتی را داشته باشم که امیدوارم برگردد.

اما شاید اینگونه نباشد. ممکن است به زودی مجبور شویم با یک واقعیت کاملاً جدید سازگار شویم. بیش از یک دهه که با ارتش ازدواج کرده ام ، در زمینه سازگاری نسبتاً با تجربه ای تجربه شده ام ، بنابراین خیلی از این نوع تغییر نمی ترسم. در واقع ، این ترس نیست که هم اکنون من را بر دوش بکشد. بلکه غم و اندوه است. غم قریب به اتفاق ، همه مصرف کننده. من مطمئن نیستم که حتی کلماتی هم دارم که عمق غم خود را به درستی توصیف کنم. اما من قصد دارم امتحان کنم.

من برای بشریت ناراحتم. من از واکنش توده ها و همچنین واکنش افراد ناراحت هستم. من ناراحتم که در مواقع بحرانی ، رنگهای واقعی برخی لزوما زیباترین رنگها نیستند. من ناراحتم که همه نظر دارند اما هیچ کس نباید با صدای بلند نظرات خود را بیان کند. من ناراحتم که به نظر می رسد همه افراد دقیقاً می دانند که در مورد هر موضوعی قابل تصور koronavirus درباره چه صحبت می کنند و من در اینجا بی روح و گیج نشسته ام. من ناراحتم که همه ما وقتی ابراز عقیده می کنیم یکدیگر را احمق می خوانیم. شاید این شرایط باشد که عقاید باید خاموش شود ، داوطلبانه به نفع همه مردم باشد.

زیرا هیچ کس نمی خواهد احمق خوانده شود. هیچ کس نمی خواهد احساس احمقانه کند. اما در حال حاضر ، من قصد دارم جهل کامل و کامل خود را در مورد همه چیز در جهان در حال حاضر بپذیرم. من هیچ تصوری ندارم که چگونه این همه به پایان می رسد. پیش بینی های کارشناسان سریعتر از آنچه که بتوانم حفظ کنم ، در اطراف شبکه های رسانه ای پرواز می کنند و همه با یک اشتیاق و عقیده ، یک نظریه یا نظریه دیگر را در آغوش می گیرند.

در حالی که من در اینجا با خواندن مطالب و بخش هایی از آن نشسته ام ، تنها چیزی که می دانم این است که من دیگر قادر نیستم درباره این مسائل نظر بدهم. من واقعاً می خواهم این قدرت را به هر آنچه قدرت بالاتر حاکم است و جهان را کنترل می کند واگذار کنم. من هیچ نظریه ای ندارم ، هیچ پیشنهادی ندارم ، هیچ ایده ای ندارم که چه کاری باید انجام دهم ، مگر اینکه فقط با صبر و حوصله رعایت کنم همانطور که حماسه پیش چشم من باز می شود. من ترجیح می دهم که در مشاهدات خودم ساکت باشم و بگذارم فقط همین… مشاهده باشد.

هر آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد نسبت به شما نسبت به جوامع ، کشورها و دولتها بسیار بزرگتر از من است. همانطور که اکنون ایستاده است ، احتمالاً مقاومت به نفع کسی نیست. پذیرش واقعیت فعلی و تسلیم کامل در برابر مقامات جهانی ممکن است تنها راه برای روانتر شدن این روند باشد. ممکن است به فاجعه ختم شود. ممکن نیست هیچ کس نمی داند.

من از همه حدس و گمان های رقابتی ، از جمله خودم ، بسیار خسته شده ام. در اینجا چیز زیادی برای حدس و گمان وجود ندارد. ما کاملاً به معنای واقعی کلمه در این جمع هستیم ، تلاش می کنیم یکدیگر را کورکورانه از طریق قلمرو کنترل نشده هدایت کنیم. کسی نیست که ناراحت یا تحت تأثیر قرار نگیرد. و كسى نيست كه راه حل جادوى مطلق را در دست بگيرد كه آنچه را كه بسيار بر خلاف اراده انسانى ما در حال حركت است حل كند. ما این را انتخاب نکردیم ، بنابراین نباید نتیجه را مقصر بدانیم. همه ما واکنش های عاطفی شدیدی را تجربه می کنیم که از غم و اندوه گرفته تا خشم گرفته تا ناامیدی تا ترس. در این حالت های عاطفی شدید ، نرمی و مراقبت کاملاً مناسب است در حالی که ظلم و بی ادبی کاملاً غیر ضروری به نظر می رسد. با این حال ، من مجبور هستم همه اینها را به عنوان ماهیت دقیق واقعیت فعلی ما بپذیرم.

در حالی که ممکن است تسلیم پذیرش شوم ، باز هم شناختن احساسات ما ، به ویژه احساسات منفی ، بسیار مهم است. من نمی توانم در مقابل غم خود مقاومت کنم. باید به خودم اجازه دهم که در آن بنشینم و آن را حس کنم تا بتوانم به درستی آن را پردازش کنم. به همان اندازه که ناراحت کننده است ، من واقعاً وقتی واقعیت واقعیت خود را قبول می کنم احساس بهتری می کنم.

من غمگین هستم. الان خیلی خیلی غم انگیز سنگین است و تاریک است ، اما این چیزی نیست که قبلاً آنها را آب نکرده ام. آونگ مثل همیشه باز می شود. در حالی که جهان به چرخش هرج و مرج می چرخد ​​، من در پشت لپ تاپ خودم پنهان می شوم و سعی می کنم حرف هایم را پیدا کنم.

در حالی که من این کار را انجام می دهم ، می خواهم حدس و گمانها ، نظراتم و هر نظریه ای را که ممکن است قبلاً مرا جلب کرده است ، بیان کنم. و من قصد دارم با سر و صورتم آزاد و شفاف راه بروم. این امر به من امکان می دهد که هنگام جستجوی نوعی آگاهی بالاتر ، ذهنم بازتر شود تا بتوانم از این موارد بالاتر بروم و امیدوارم هدف خود را دوباره کشف کنم. من مطمئن نیستم که چگونه این کار را انجام خواهم داد. اما من قصد دارم امتحان کنم. ممکن است کار کند. حداقل برای من

اما چه می دانم؟ سنگسار شده ام

شلی در لبه

میشل یک مادر دو پسر در خانه است ، یک همسر ارتش ، یک دانشمند پرشور و عاشق کلمات با تمایل به رانندگی برای کمک به دیگران در جستجوی بهترین نسخه های ممکن از خود است. وی با پیشینه ای که شامل مربیگری ، مشاوره بهداشت روان ، فلسفه ، انگلیسی و قانون است ، سعی می کند با به اشتراک گذاشتن داستانهای شخصی مبارزات و موفقیتها ، به افراد برسد. او همیشه با حفظ آن به صورت خام و اصیل ، به خوانندگان خود می رسد در سطح واقعی و آرامش بخش ، همیشه پذیرش و هرگز قضاوت کننده نیست.

می توانید اطلاعات بیشتر درباره داستان میشل و آنچه را که در مورد زندگی خود به اشتراک می گذارد را در وبلاگ خود Shelbee on the Edge بخوانید.